هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
314
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
شجاعت او در فصلهاى پيش ، گوشههايى از برخوردهاى قهرمانانهء او با پيامبر را در مكه ، بدر ، احد ، احزاب ( خندق ) و ديگر جنگها و غزوههايى كه ميان اسلام و شرك جريان داشت ، يادآور شديم او در عنفوان جوانىاش بود ؛ شمشيرى كه در آن نبردها بر سر مشركان فرود مىآمد در نيام رفت تا نوبت به روزهايى رسيد كه پيامبر ( ص ) برايش پيشبينى كرده و به او گفته بود روزى فرا خواهد رسيد كه پس از من با ناكثين و قاسطين و مارقين ، جنگ كنى . و اگر جز برخوردهايى كه در بصره و صفين و نهروان داشت ، مورد ديگرى برايش ثبت نشده بود باز دليل كافى بر اين بود كه تاريخ بشريت استوارتر از او در جنگها به خود نديده است . قهرمانان و پهلوانان افتخار مىكردند كه در نبردها هر چند براى لحظاتى ، روياروى او قرار گيرند و اگر در ميدان نبرد نيز از او مىگريختند ، چندان زشت نمىدانستند و بر خواهر يكى از كشتهشدهها گران آمد كه برادرش را النضر بن الحارث ( و نه على بن ابى طالب ) كشته است . يكى از همراهانش در نبرد بصره به هنگامى كه نبرد به زيان وى جريان داشت به او كه از فرط خستگى ، خوابآلوده به نظر مىرسيد گفت : به خدا كه چون امروز نديده بودم در برابر ما صد هزار جنگجو و شمشير قرار دارد و تو در چنين وضعى هستى سپاهت شكست خورده و اوضاع آشفتهاى در برابرت نمايان شده است . حضرت على ( ع ) رو به او كرد و دو دستش را به آسمان بلند كرد و فرمود : پروردگارا تو مىدانى كه من در قتل عثمان ، كمترين نقشى نداشتم و زبير و طلحة مردم را عليه من شوراندند . آنگاه به سوى ميدان كارزار آمد و يارانش را ديد كه شكست خورده يا كشته شدهاند با